اگراز ۴۰ سال کشتن وریختن خون جوانان این میهن در گذریم، این روزها بدون ذره ای اغراق، نظام آخوندی سرا‍‍پا غرقه در گرداب خون بیش از ۱۵۰۰ شهید آبانماه ۹۸ بشدت دست و پا می زند.

حتما همه کسانی که در سال ۱۳۵۷دست اندر کار انقلاب و سقوط رژیم شاه بودند بخوبی بیاد دارند که این روزها چقدر شبیه آن روزهاست. حتما روزهای آخرحکومت شاه و درگیری جناح های مختلف حکومتی در مجلس آن زمان را بیاد دارند، حتما دستگیری هویدا و تصفیه های شاه در اطرافیانش بخیال خام کردن مردم معترض که اگر اشکالی هست از او نیست و اطرافیانش آدمهای ناجور و وطن فروشی هستند و... را بیاد دارند. حتما بیاد دارند که شاه با خفت و زاری در روزهای آخرش در پیامی خطاب به مردم ایران گفت:«من صدای اعتراض شما را شنیدم و...!».
و این روزها نیز که نوبت درگیری بین دو جناح رژیم آخوندی است، در گردهمایی مفتضح نظام به مناسبت ۲۲ بهمن التماس و درخواست سران رژیم از هر دو جناح را از مردم برای دادن رای، نه تنها مردم ایران بلکه همه دنیا هم دیدند وشنیدند که کر هماهنگ سران حکومت از ولی سفیه تا بقیه سران را دیدند و شنیدند، ازجمله روحانی دجال که در سخنرانی ۲۲ بهمن خود با التماس و خواهش و تمنا خطاب به مردم گفت:«منفعل نشوید و با صندوق رای قهر نکنید، انتخابات و صندوق رای منجی ماست».
دقیقا اشاره روحانی به درگیری ها و رسواسازی باندهای رژیم علیه یکدیگر بود واز سویی التماس آشکاری نسبت به واکنش منفی عموم مردم اعم ازهر قشر و طبقه ای و پیر و جوان و دعوت آنها به «تحریم فعال» انتخابات مجلس در ۲ اسفند ماه بود.
چرا که سران این رژیم بخوبی میدانند که مردم بر یک حقیقت انکارناپذیر در مورد همه انتخابات ۴۰ سال گذشته رژیم و بویژه انتخابات ۲ اسفند ۹۸ اشراف کامل دارند و و میدانند که این بار«نمایشی» تر از همه انتخابات های رژیم در طول ۴۰ گذشته است، چراکه از قبل توسط شورای نگهبان خامنه ای کاندیداها انتخاب و بدون هرگونه رقابت معناداری در بین جناح‌های حکومتی مشخص شده است. در نتیجه مردم ایران این انتخابات را فاقد هر گونه سنخیت و نسبیتی با حاکمیت ملی و نمایندگی ملت ایران می دانند. چراکه تحریم گسترده آن توسط مردم و نیروهای سیاسی و ... درحقیقت تحریم گسترده مردمی را به فرصتی برای «رشد جنبش اعتراضی فراگیر سرنگونی طلبی و تلاش برای نابودی استبداد دینی» در سراسر ایران تبدیل کرده و دیگر این روزها به عیان همه میدانند که این رژیم پریشان حال نشسته بر قایقی شکسته در دریای پرتلاطم اعتراضات مردم ایران است و همه حرفها و سخنان آنان برای مردم ایران کاملا کلماتی تهی از محتوی و معنای واقعی آنهاست.

چرا که این رژیم جنایتکار نه تنها تمام عمر بیش از چهل ساله خود را در نابودی و تهی کردن معانی از تمام وجوه اجتماعی، مذهبی، سیاسی، اقتصادی و محیط زیستی صرف کرده، بلکه در این راه از هیچ تخریبی فروگذار نکرده است چرا که در این قبیله، بخشی از این مثله کردن و انحطاط فرهنگی سرشتی است و ریشه در بافت ارتجاعئ و قرون وسطایی آن دارد و بخش دیگری نیز حاصل فساد ذهنی و اجتماعی این ابلهان و مرتجعان دیرین در کشورتاریخی ماست.
 طی این ۴۱ سال در رابطه با پتانسیل تخریبی رژیم داعشی مافیایی حاکم بر ایران عزیزمان و ظلمی که به تک تک آحاد این ملت رفته، فیلمها، گفته ها و نوشته ها بسیار است که چه بسا اکثریت نود درصدی جمعیت ایران بعلاوه ساکنین کشورهایی که در منطقه خاورمیانه که رژیم انها را عمق استراتژیک خود ذکر میکند با گوشت و پوست خود آنرا حس و لمس کرده اند.
اما تمرکز این نوشته بیشتر بر بخشی از این تخریب و تهی کردن کلمات از معانی آنهاست که شاید تا امروز کمتر بدان پرداخته شده باشد. علیرغم اینکه رژیم و مشاطه گران مماشات چی خارجی اش بیشترین تلاش را در راه استتار پلیدی و نجاست این رژیم منحوس و انحراف اذهان داخلی و خارجی صورت داده اند.
البته بکارگیری این وسیله تخصصی تحمیق که از رشته های تخصصی حوزه و دربار چه از نوع شاه الهی یا روح اللهی میباشد، چیزی نیست جز خالی کردن کلمات از محتوا و معنا.
اما این تهی کردن و انهدام کلمات از محتوا را میتوان به نوعی، توهین به شعور انسانها و دانش لغت شناسی دانست، چرا که تقریبا لغتی در لغتنامه های معتبر ایرانی و بعضا خارجی نمانده که این موریانه های فرهنگی، اجتماعی و سیاسی انرا خالی از محتوا و تنها به یک پوسته برای رمالان مرتجع تبدیل نکرده باشند. از انجا که فضا و زمان کافی برای ذکر تمام لغات موجود در فرهنگ دهخدا، اکسفورد، وبستر و..... نیست دراینجا، تنها بعنوان مثال، به ذکر و کار برد چند نمونه ازین مجمل که داعشیان و حامیان خارجی و خارجه نشینشان امروز بیشتر وسیله شامورتی بازیشان قرار میدهند میپردازیم و این کلمات عبارتند از:

انتخابات، جمهوری،سکولاریزم، آزادی بیان، اتحاد، منافع ملی، ضد جنگ، نیروهای چپ، کارشناس و حتی اسلام، تنها تعداد معدودی از میلیون ها کلمه و عبارتی هستند که پس از تبدیل شان به یک پوسته بی محتوای موریانه خورده بشدت مورد علاقه صدا و سیمای اخوندی، مطبوعاتش و سخن پراکنان اصلاح طلب، اصولگرا و دست به مزدان داخلی و یا تلویزیونهای خارج کشوری ایرانی و خارجی حامی ملایان و کارشناس نمایان مهمانشان مییباشد.

 اینجاست که باید از این جاهلان و نان به نرخ روز خوران پرسید که این رژیم کی چیزی به اسم انتخابات، "به معنای صحیح کلمه داشته است"؟
این کلمات حاصل یک عمر تحقیق و تفحص دانشمندان قرون واعصار و هزاران انسان فرهیخته دیگر است که در خود باری سنگین از معنا در فرهنگ، اجتماع، سیاست و غیره را محفوظ نگه داشته اند، نتیجه اینکه این رژیم با تمام ارگانهایش از جمله رهبرش، مجلسش، انتحاباتش، رئیس جمهور و وزرایش همانند جمهوری اش تا منافع "ملی" و حامیان خارجی اش همه و همه، هیچگاه با هیچ معیار لغتی، سیاسی، اکادمیک و اجتماعی مطابقت نداشته و ندارند.
 لذا تنها راه رهایی ایران و ایرانی از چنگال این دروغگویان، مرتجعان و نابودکنندگان هویت انسانی و ایرانی، سرنگونی آنهاست که با پیوستن به نیروی مردمی و سازمان یافته ای ست که دارای برنامه ای آشکار و اعلام شده همچون طرح ده ماده ای خانم مریم رجوی رئیس جمهور برگزیده شورای ملی مقاومت می باشد که این روزها بیشتر از هر زمان دیگر چشم اندازی روشن دارد.
آری با انچه بیان شد، هیچ جای تعجب نیست که اربابان صدا و سیمای فارسی زبان موریانه زده خارجه همانند دوقلوهای داخلی شان حتی از نزدیک شدن به معنا و حقیقت وجود این طرح و پرداختن به ان وحشت دارند، زیرا اینجاست که کلمات دوباره معنی، مفهوم، رنگ و جلا پیدا کرده و به اذهان بیدار انرژیی سازنده میدهند و راه گشا می شوند.
باشد که این نوشته کوتاه در اذهان روشن حداقل سوالی را رو به معنی و محتوای قربانی شده کلمه هایی نظیر آزادی، عدالت و بویژه در این ایام به کلمه «انتخابات» برانگیزد.